محمد حسن خان اعتماد السلطنه
698
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
زبان روسى سابقهء زبان روسى در دار الفنون جلوتر از زبان انگليسى است زيرا چند تن از آسوريان و ارامنهاى كه در دار الفنون تدريس مىكردند آن زبان را مىدانستند و در روسيه تحصيل و يا به آن كشور مسافرت كرده بودند ، وانگهى مسئلهء تأسيس مدرسهء جديد چيزى نبود كه از نظر روسها دور بماند و يا از نظر آنها بىاهميت جلوه كند و مسلما براى گذاردن زبان خود در جزو برنامهء مدرسه اعمال نفوذ مىكردند . زبان روسى در دار الفنون نضجى نگرفت و پس از تأسيس مدرسهء قزاقخانه زبان رسمى آن مدرسه شد و شاگردان آنجا و برخى از صاحبمنصبان قزاقخانه به آن زبان آشنا بودند . زبان آلمانى اما زبان آلمانى ، در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه مورد احتياج مدرسه شد ، زيرا مخبر الدوله در سفر خود به اروپا چند افسر و يك طبيب آلمانى را براى تدريس در دار الفنون استخدام كرد و با خود وارد و پسرش مهديقلى خان مخبر السلطنه كه در آلمان تحصيل كرده بود مترجم آنها شد . تعليم زبان آلمانى در مدرسه هرگز صورت رسمى نيافت . بعدها در دورهء احمد شاه پس از تأسيس مدرسهء ايران و آلمان يعنى هنرستان صنعتى زبان رسمى آن مدرسه شد و عدهاى از ايرانيان از آن راه آلمانىدان شدند . دواسازى فرنگى ( ص 127 - ص 92 چاپ اول ) معهذا دواسازى و دوافروشى به طرز اروپا خيلى دير به دست ايرانيها صورت گرفت و گرچه در دار الفنون نمونهء دواها را مىساختند لكن صورت تجارتى نيافت و از دواسازهاى فرنگى در اواخر زمان ناصر الدين يكى « شورين » بود كه ظاهرا اطريشى بود و دواخانهاى به نام او حتى تا اواسط سلطنت پهلوى هم در طهران بود . خود يا فرزندش گويا مقام قنسولى افتخارى اطريش را نيز داشت . ديگر موليون كه معلم دار الفنون بود ( در زمان مظفر الدين شاه ) كه به نام او نيز دواخانهاى در لالهزار وجود داشت . فن گداختن آهن ( ص 128 - ص 92 چاپ اول ) به صورت مختصر و در حدود احتياجات قورخانه . از محصلين اعزامى به فرانسه هم دوسه نفر به اين رشته پرداختند و پس از بازگشت كارشان در همين حدود بود .